طراحی سایت
10 اشتباه بزرگ در مدیریت وب سایت

10 اشتباه بزرگ در مدیریت وب سایت

  •   مدیریت وب سایت
  •   طراحی تعامل (پشتیبانی از بازدید صفحات مختلف وب سایت، ساختار صفحه اصلی، قالب، جستجو، و غیره)
  •   طراحی محتوا (نوشتن واقعی در صفحات و همچنین طراحی هر گونه دیگری از رسانه‌ که بتوان از آن برای رساندن معنای محتوا استفاده کرد)

درست مثل یک همبرگر، لایه میانیِ طراحی و گسترش وب سایت، خوش‌مزه ‌ترین قسمت آن است و بیشترین توجه و تلاش من در کاربردی کردن وب سایت را به خود جلب کرده است. من متوجه شده ام که دو لایه دیگر از جهات زیادِ دیگری نیز مهم شمرده می‌ شوند زیرا کاربران فقط به محتوا اهمیت می‌دهند (به عبارت دیگر، رسانه خود پیام نیست، پیام خود پیام است) و کاربردی بودن وب سایت، بیشتر در نحوه مدیریت آن و نه نحوه طراحی آن توسط طراحان زبردست، جلوه گر می شود. محتوا، موضوع مقالات بسیاری دیگری نیز بوده است. در اینجا موضوع صحبت من اشتباهات رایجی است که طراحان در مدیریت طراحی وب سایت مرتکب می ‌شوند.

ندانستن علت

این مشکل شماره یک است، بسیار خب. تعداد بالای وب سایت ‌هایی که فقط به این دلیل طراحی شده‌اند که یک مدیر ارشد به کسی گفته آن را طراحی کند بدون اینکه به او بگوید هدف از طراحی آن وب سایت چیست، مرا به شگفتی وا می ‌دارد. و خیر... این دلیل موجهی نیست که بگوییم "همه همین کار را انجام می ‌دهند". قبول دارم، امروزه داشتن وب سایت می تواند تنها دلیلی باشد که شما را یک شرکت حرفه‌ای به حساب بیاورند. (حضور نداشتن در دنیای اینترنت دقیقاً به این معنی است که دستگاه فاکس نداشته باشید و باعث می‌شود که مردم شما را یک کاسب بزن در رو به حساب بیاورند). بنابراین اشکالی ندارد که یک وب‌سایت کوچک شبیه یک کارت ویزیت، با تعداد کمی عکس از فضای کسب و کارتان، آدرس شعبات دیگر، گزارش سالانه و دیگر اطلاعات سرمایه گذاری، طراحی کنید. اما این نوع طراحی، مؤثرترین استفاده از فضای اینترنت به حساب نمی آید و فقط هنگامی باید وب سایتی با چنین مشخصاتی بسازید که عامدانه تصمیم به عدم استفاده از اینترنت برای تجارت کردن گرفته باشید. بیشتر کمپانی‌ ها باید به وسیله پیدا کردن راه‌ هایی برای ارزش دادن به مشتری، پروژه وب سایت خود را کلید بزنند. کاری کنید که بازدید از وب سایت شما برای کاربران سودمند باشد، اجازه دهید که با شما وارد تجارت شوند و سود نیز از پسِ آن خواهد آمد.

طراحی وب سایت برای معاون رئیس شرکت

وب سایت هائی که متمرکز بر امور درون یک کمپانی باشند باعث می‌ شوند که صفحه اول وب سایت پر باشد از گزارشات ماموریتی، عکس‌ های مدیرعامل، تاریخچه فعالیت شرکت (که بیشتر مناسب صفحه "درباره ما" است و جای آن در صفحه اصلی وب سایت نیست). به خاطر داشته باشید که کمپانی شما "همه زندگی" مشتریان به حساب نمی‌آید. وب سایت باید با در نظر داشتن نیاز مشتریان طراحی شود و نباید آکنده از عبارات پرطمطراق درباره اهمیت کمپانی باشد. وب سایتی طراحی نکنید که مدیران ارشد از آن خوششان بیاید زیرا آنها مخاطب شما نیستند.

ساختار وب سایت = نمودار سازمانی کمپانی

کاربران نباید مجبور باشند که از نمودار سازمانی کمپانی شما سر در بیاورند، بنابراین ساختار وب سایت شما نباید به گونه‌ای طراحی شود که آنها بتوانند ساختار کلی کمپانی را از آن استباط کنند. احتمالاً آسان‌ ترین کار این است که قسمت‌های مختلف وب سایت را به بخش ‌ها و دپارتمان هایی که از قبل مشخص شده اند تقسیم کنید ولی انجام این کار باعث می شود که به جای داشتن یک وب سایت مشتری-محور، یک سایت متمرکز بر امور درونی کمپانی داشته باشید. ساختار وب سایت باید بر اساس کارهایی که کاربران می‌ خواهند در وب سایت انجام دهند تعیین شود حتی اگر این بدین معنی باشد که از دو دپارتمان کاملاً مختلف اطلاعاتی در یک صفحه گردآوری کنید. پخش کردن اطلاعات یک دپارتمان بین بخش‌ های مختلف وب سایت ضروری است و بسیاری از وب سایت های وابسته بایستی به وسیله همکاری میان دپارتمان ‌های مختلف مدیریت شوند. واضح ترین نشانه از یک وب‌ سایت با مدیریت ضعیف این است که در صفحه اول وب سایت، تمامی معاونین ارشد، دکمه‌ای مخصوص به خود داشته باشند. به خاطر داشته باشید که شما وب سایت را برای معاونین ارشد طراحی نمی‌ کنید. بنابراین این که نتوانید دگمة مخصوص آنها را در صفحة اول وب سایت به آنها نشان دهید امر بسیار معمولی محسوب می شود.

محول کردن کار به شرکت ‌های مختلف

اگر شما هر پروژه وب‌ سایت جدید را به یک شرکت جدید واگذار کنید وب سایت شما شبیه یک لحاف چهل تکه خواهد شد. مشکل استفاده از شرکت‌های مختلف این است که هر یک از آنها می خواهند نشان خود را بر وب سایت بزنند هم به خاطر اینکه آنها جهان‌بینی های متفاوتی برای طراحی دارند و هم به خاطر اینکه می‌ خواهند از وب سایت شما برای نشان دادن نمونه کار خود استفاده کنند. اصلاً جالب نیست که بگویند "ما فلان و فلان صفحه را طراحی کردیم" ولی همه صفحات یک شکل باشند. کاربران وقتی از صفحات مختلف یک وب سایت بازدید کنند و متوجه شوند که طراحی هر صفحه کاملاً متفاوت از صفحات دیگر است بسیار عصبانی می ‌شوند. کلید طراحی تعاملی، یکدستی و هماهنگی است. یعنی وقتی که تمام عناصر یک رابط کاربری ظاهر و کاربرد یکسان داشته باشند کاربران با اعتماد بیشتری از وب سایت استفاده می‌ کنند زیرا می ‌توانند دانسته‌های خود را از یک وب ‌سایت وابسته به وب‌ سایت بعدی منتقل کنند و نیاز نیست که برای هر وب سایت چیز جدیدی بیاموزند. بهترین راه برای اطمینان از یکدستی این است که یک دپارتمان مسئول برای طراحی تمام وب سایت داشته باشید. اگر این کار امکان‌پذیر نیست حداقل یک گروه مرکزی داشته باشید که تمام طراحی‌های دیگر را تحت نظر داشته باشد و بر پیروی از یک سبک از طراحی نظارت ‌کند. حتی اگر این گروه مرکزی در واقع طراحی تمام صفحات را خود به عهده بگیرد، به خاطر وجود دپارتمان‌ های مختلف که می ‌توان آنها را یک منبع برای توصیه‌های طراحی در نظر گرفت، همچنان می ‌توان امیدوار بود که هماهنگی چشمگیری در نتیجه نهایی دیده شود. حتی کار بهتر این است که گروه مرکزی، قالب‌ها را نگه داشته و حفظ کند و به هنگام نیاز گرافیک ‌های تصحیح شده و به روز شده را به بخش‌های دیگر تحویل دهد.

فراموش کردن بودجه لازم برای نگهداری از وب سایت

طبق یک قاعده کلی، بودجه سالانه اختصاص داده شده برای وب سایت بایستی حدوداً هم اندازه بودجه راه‌اندازی آن وب سایت باشد و 50% این میزان، حداقل لازم محسوب می‌ شود. واضح است که هزینه‌های جاری برای وب سایت های خبری و دیگر وب سایت هائی که نیاز به اطلاعات به روز شده دارند بیشتر از این میزان نیز هست. اگر شما پول خود را تنها صرف ساخت یک وب‌سایت بسیار جالب و جذاب بکنید و دیگر آن را به روزرسانی نکنید خیلی زود متوجه خواهید شد که سرمایه‌ گذاری شما درواقع به هدر رفته است. در حال حاضر اینترنت چنان به سرعت در حال تغییر است که تجدیدنظر اساسی در طراحی حداقل یک ‌بار در سال ضروری به نظر می‌رسد تا نه تنها از قدیمی شدن ظاهر وب سایت جلوگیری کنید بلکه بتوانید پاسخ‌ گوی توقعات کاربران نیز باشید. مراقبت های دیگری نیز در طی سال باید صورت پذیرد تا محتوای جدید به وب سایت تزریق شود، صفحات قدیمی وب سایت مجدداً سازماندهی و تصحیح شوند و از خراب شدن لینک ها جلوگیری شود. اگر طراحی شما با استفاده از style guide طراحی و مجموعه‌ای از قالب‌های صفحه بوده است تا از مشکلات ناهماهنگی ذکر شده در اشتباه شماره چهار جلوگیری کنید، پس باید بودجه‌ای نیز برای حفظ و نگهداری منابع این طراحی کنار بگذارید. اگر style guide و قالب‌ها همگام با نیاز کاربران متحول نشوند به زودی شاهد چند دست شدن طراحی و در نتیجه از هم ‌گسیختگی وب سایت خواهید بود. نیاز به گرافیک جدید برای موجودی، header bar های جدید، دکمه ‌های جدید برای بازدید از وب سایت و آیکون ‌های جدید، رایج‌ترین مثال های موجود در این زمینه به شمار می‌ روند. اگر یک طراح هنریِ آماده برای پاسخ گویی به چنین درخواست‌ هایی وجود نداشته باشد طراح صفحه از منابع دیگر به گرافیک مورد نظر خود دست پیدا خواهد کرد و ظاهر و حس و حال کلی وب سایت شروع به چنددست شدن خواهد شد.

برخورد با وب سایت به عنوان یک وسیله ثانویه

نمی‌ توان با استفاده از باقی مانده‌ های غذای دیروز یک غذای عالی تهیه کرد و به مشتری ارائه داد. استفاده از یک وب سایت نیز به همین منوال است و اگر شما از اطلاعات هر چند با ارزش ولی نامتناسب با وب سایتتان، برای تغذیه آن استفاده کنید در بهترین حالت یک وب‌ سایت "تا حدودی" ارزشمند خواهید داشت. وب سایت یک وسیله ارتباطی جدید است. وب سایت متفاوت از تلویزیون، روزنامه ‌های چاپی و بروشور است، بنابراین نمی ‌توانید با استفاده از اطلاعاتی که برای این وسایل ارتباطی قدیمی ‌تر بهینه شده‌اند یک وب ‌سایت عالی بسازید. همان تمثیل قدیمی را دوباره تکرار می ‌کنم: نمی ‌توانید با گذاشتن دوربین در بهترین صندلی تئاتر و فیلم ‌برداری از نمایش، فیلم بسازید. تنها راه دستیابی به محتوای اینترنتی خوب این است که از اعضای تیم طراحی خود بخواهید ابتدا محتوای سایت را ایجاد کنند. پس از آن اگر هنوز نیاز به مطالب جانبی چاپ‌شده دارید متن و عکس را به یک اپلیکیشن چاپ رومیزی انتقال داده و آن را به شکل متناسب برای چاپ در بیاورید. البته طی این روند مطالب چاپی شما لطمه خواهند خورد بنابراین اگر خواهان بروشورهای عالی و محتوای درجه یک برای وب سایت خود هستید نیاز به دو گروه دارید که دو مجموعه محتوای مختلف را آماده کنند. محتوی نویسان آموخته‌اند که محتوای خطی را برای رسانه‌های قدیمی بنویسند و در تمام طول دوران کاری خود به این شکل مطلب آماده کرده اند. آنها باید دائماً به طور آگاهانه به خود یادآوری کنند که جور متفاوتی از آنچه که تا به حال انجام داده‌اند به آماده سازی مطلب بپردازند. بنابراین اگر به سازندگان محتوای وب سایت خود فشار نیاورید که مطالب خود را مخصوص وب سایت بنویسند در پایان کار با محتوایی غیر استاندارد برای وب سایت روبه‌رو خواهید بود.

به هدر دادن فرصت‌ لینک دادن

اینترنت وسیله‌ای برای برقراری ارتباط به وسیله لینک دادن است. لینک‌ های هایپرتکست تمام وب سایت های خوب را به هم متصل کرده و به کاربران این امکان را می ‌دهد که وب سایت های جدید و مفید را پیدا کنند. بیشتر کمپانی‌ ها آنقدر به این پدیده اهمیت می‌ دهند که آدرس وب‌سایت خود را در تمام تبلیغات، آگهی‌ های تلویزیونی، کنفرانس ‌های خبری و حتی خود محصولاتشان درج می ‌کنند. متأسفانه بیشتر این آدرس‌ ها کلی هستند و به کاربر اطلاعاتی مرتبط با زمینه ای که آدرس را در آن پیدا کرده اند نمی ‌دهند. در تبلیغات خود آدرس صفحه اصلی وب سایت خود را قرار ندهید. اگر یک مشتری احتمالی به یکی از محصولات شما علاقه‌مند شود، نباید این کاربر بیچاره را مجبور کنید که از صفحه اصلی شروع کرده و به سختی صفحه مربوط به محصول مورد علاقه‌اش را پیدا کند. به جای گذاشتن لینک صفحه اصلی، آدرس صفحه محصول مورد نظر را در تبلیغات مربوطه قرار دهید. همچنین در کنفرانس ‌های مطبوعاتی، آدرس صفحه بخصوصی از وب سایت خود را که از پیام اصلی شما پشتیبانی می ‌کند قرار دهید. خبرنگاران ممکن است برای دستیابی به جزئیات بیشتر به این لینک ها سر بزنند و ناشران اینترنتی ممکن است برای ارائه خدمات بهتر به کاربرانشان به جای استفاده از لینک ‌های کلی از این لینک‌ های تخصصی ‌تر استفاده کنند. اگر در حال رقابت برای یک کمپین با یک موضوع خاص هستید، از آدرسی استفاده کنید که منتهی به آن موضوع خاص در وب سایت شود. صفحه ای که کاربر با دنبال کردن آدرس به آن می‌رسد نباید دقیقاً مشابه صفحه تبلیغاتی باشد (زیرا مشتری احتمالاً قبل از وارد شدن به وب سایت، تبلیغات را دیده است) بلکه این صفحه باید "نسخه آنلاین" همان آگهی باشد تا بتواند به کاربرانی که آن آگهی را ندیده‌اند نیز کمک کند. از هر رسانه‌ای برای کار تخصصی آن رسانه استفاده کنید. به‌عنوان مثال یک کمپانی ساخت بازی ویدئویی می‌تواند با استفاده از یک آگهی تلویزیونی، بینندگان را به آن بازی علاقه مند کند و سپس در وب سایت به کاربران اجازه دهد که نسخه ساده‌ تری از بازی را امتحان کنند.

یکسان دیدن "اینترنت" و "وب سایت های اینترانتی"

مدیریت وب سایت های اینترانتی داخلی با مدیریت وب سایت های عمومی بسیار متفاوت است. تفاوت اصلی در این است که هر کمپانی دارای یک اینترانت است و بنابراین می‌ تواند برای سال‌های متمادی آن را با هماهنگی و پیش‌بینی‌پذیریِ بسیار بیشتری از وب سایت های دنیای بیکران اینترنت، مدیریت کند. (به همین دلیل است که صدها توصیه جداگانه برای کاربردی بودن طراحی اینترانت وجود دارد). همچنین کارمندان از اینترانت برای بهره‌وری شرکت خود استفاده می ‌کنند یعنی هدر رفتن وقت کارمندان، مستقیما مساوی با ضرر کمپانی است. من از شنیدن اینکه مدیران اینترانت در وب‌سایت خود از تبلیغات استفاده می ‌کنند تا هزینه تجهیزات را جبران کنند منزجر می ‌شوم . به عنوان مثال اگر ارزش زمان یک کارمند معمولی 1 دلار در دقیقه باشد و کاربران به خاطر تبلیغات برای هر صفحه 3 ثانیه وقت صرف کنند، بنابراین به بهای هدر رفتن بهره‌وری کارمندان، هر تبلیغات برای کمپانی حدود 5 سنت هزینه در بردارد. حتی اگر دپارتمان MIS برای هر آگهی 2 سنت به دست بیاورد (با CPM معمول 20 دلار) زیان خالص برای کمپانی 3 سنت است.

به‌اشتباه یکی گرفتن تحقیقات بازاریابی و مهندسی کاربردی بودن

خوشبختانه بسیاری از وب سایت ها ارزش "داده های مشتری" برای طراحی را دریافته اند ولی متأسفانه بیشتر آنها فقط بر تحقیقات بازاریابی سنتی مثل گروه‌ های تمرکز تکیه می ‌کنند. بیشتر این روش ‌ها مربوط به ایجاد علاقه نسبت به یک محصول خاص و فروش آن هستند و درباره اینکه افراد چگونه از محصول استفاده کنند اطلاعات مفصلی ارائه نمی ‌کنند. خود طراحی سایت یک محصول تعاملی است و بنابراین روش‌های مهندسی کاربردی بودن برای آگاهی از اینکه حین تعامل کاربر با وب سایت چه اتفاقی می‌افتد ضروری هستند. کاربران طراح نیستند. از هر چند گروه تمرکز هم که استفاده کنید این گروه‌ها نمی‌ توانند به شما بگویند که صفحات مختلف وب سایت را چگونه باید طراحی کنید. گروه‌ های تمرکز برای بدست آوردن اطلاعات دربارة نیازهای کنونی کاربران و همچنین مناطقی از وب سایت ها که کاربران در آنها نیاز به کمک دارند کارکرد بسیار خوبی دارند، ولی آنها نمی ‌توانند به شما نحوه تجدید نظر در روش ‌های اساسی تجارت کردن را بیاموزند. اگر به طور مستقیم به آنچه مشتریان می ‌گویند گوش فرا دهید ممکن است در ابتدا سرخورده شوید ولی همین سرخوردگی می‌تواند تبدیل به فرصتی برای پیشرفت شود، اما وقتی که ایده ای برای پیشرفت به ذهنتان رسید باید یک طراحی الگو بسازید و آن را در آزمایشات کاربردی بودن بسنجید و ببینید که آیا واقعاً برای کاربران کارایی دارد یا خیر. داستان‌ های بی‌شماری از مشتریانی شنیده‌ایم که در گروه‌ های تمرکز گفته اند که دوست دارند فلان ویژگی خاص را ببینند ولی وقتی این ویژگی اضافه شده هیچ‌کس از آن استفاده نکرده زیرا دشوار و هزینه بر است و یا در هنگام استفادهِ واقعی، نیازهای کابران را برآورده نمی‌ کند. نکته این است که تحقیقات بازاریابی نقطه شروع را به شما نشان می‌ دهند ولی اگر خواهان طراحی هستید که وقتی افراد از آن استفاده می‌کنند پاسخ‌گوی نیاز آن‌ها باشد این شروع باید با مهندسی کاربردی بودن تغذیه شود. ممکن است از یک شرکت تحقیقات بازاریابی سنتی بخواهید که از هزاران تن از مشتریان بپرسد که وب سایت شما را بیشتر دوست دارند یا وب‌سایت رقبایتان را. وقتی که متوجه شوید که امتیاز وب سایت شما 5.6 و امتیاز ضعیف‌ترین رقیبتان 5.9 است ممکن است بدانید که چه چیزی را باید بهبود بخشید، ولی چگونگی این بهبود بخشیدن را بلد نیستید. قسمت ‌هایی از وب سایت شما باید تغییر کنند زیرا گیج‌ کننده هستند، سرعت کاربر را کاهش می ‌دهند و با انتظارات کاربران هماهنگی ندارند. دانش لازم برای تغییر جزئیات و همچنین تغییر این قسمت ‌های ناکارآمد را می ‌توان از مشاهده چهار یا پنج کاربر در حال کار با وب سایت و انجام کارهای واقعی، به دست آورد. فقط کافی است یک یا دو روز را در آزمایشگاه کاربردی بودن صرف کنید و به فهرستی بلند بالا از تغییراتی که باعث بهبود طراحی شما خواهند شد دست خواهید یافت. کم پیش می‌آید که یک وب سایت فقط از آزمایش کاربری استفاده کند و هیچ گاه تحقیقی در رابطه با بازاریابی انجام ندهد، زیرا این کار نیز اشتباه بزرگی به شمار می‌رود.

دست کم گرفتن تأثیر راهبردی اینترنت

اشتباه بزرگی است اگر اینترنت را در حد یک بروشور آنلاین تقلیل دهیم و آن را درست مثل بخش بازاریابی تبلیغاتی مدیریت کنیم. اینترنت باید مهم‌ترین عاملِ تعیین‌کننده در چگونگی تجارت آینده محسوب شود. از مدیر ارشد بخش تکنولوژی و همچنین مدیر قسمت بازاریابی سؤال کنید که چه ایده‌های راهبردی در رابطه با لغاتی همچون "واسطه زدایی"، "تیم‌های پروژه‌ مجازی" و "خرده خریدوفروش ‌های آنلاین" دارند. اگر نظری ندارند بهتر است همین حالا قبل از اینکه دیر شود شروع به فکر کنند. اینترنت امکان آزمودن راه‌های کاملاً جدید مانند "جهانی شدن تجارت" را به ما می‌دهد. (به عنوان مثال شبانه روز کار کردن، یعنی تحویل پروژه به تیم‌ های بعدی همگام با گردش شب و روز). اگر از این فرصت‌های جدیدِ تجاری، بهره لازم را نبرید تا چند سال دیگر شکست خواهید خورد. همیشه دو اشتباه رایج در پیش‌بینی آینده تغییرات تکنولوژی، وجود داشته‌اند، یکی بیش از اندازه برآورده‌کردن این تغییرات در کوتاه مدت، و دیگری دست کم گرفتن این تغییرات در بلندمدت. اینترنت و توانایی آن آنقدر در بوق‌ و کرنا شده است که افراد توانایی اینترنت را برای یک یا دو سال آینده بیش از اندازه برآورد می‌کنند، ولی حقیقت این است که بیشتر وب سایت ها حالاحالاها به سود نخواهند رسید. ولی لطفاً رسیدن به هدف "همه کس، همه جا، متصل به یکدیگر" را نیز دست کم نگیرید. تأثیر شبکه ‌ها حداقل به میزان 4/1 (یک چهارم) افزایش یافته است و ارزش حقیقی اینترنت تنها پس از روند گسترده " درانداختن طرحی نو برای تجارت" بر همگان آشکار خواهد شد تصاویر

تصاویر

تصویری برای نمایش وجود ندارد.